ولایت فقیه از نگاه اهل سنت

در کتب فقهی اهل سنت تحت عنوان ولایت فقیه و اینکه اگرشخصی دارای فقاهت و دیگر شرایط باشد دارای ولایت خواهد بود بحثی دیده نمی شود؛ ولی بسیاری از فقها و متکلمین اهل سنت یکی از شرایط رهبر حکومت اسلامی را “اجتهاد” می دانند؛ از جمله: در کتاب سنن بیهقی از ابن عباس از رسول الله نقل شده که فرمودند: من استعمل عاملا من المسلمین و هو یعلم ان فیهم اولی بذلک منه اعلم بکتاب الله و سنه نبیه فقد خان الله و رسوله و جمیع المسلمین – کسی که کارگزاری از مسلمین را به کار بگمارد در حالی که می داند و در میان مسلمانان کسی هست که سزاوارتر به آن و آگاه تر به کتاب خدا و سنت رسولش وجود دارد به خدا و رسولش و به تمامی مسلمانان خیانت کرده است. ”

سید شریف جرجانی در شرح خود بر کتاب مواقف نوشته است: “ الجمهور علی ان اهل الامامه و مستحقها من هو مجتهد فی الاصول و الفروع لیقوم بامر الدین متمکنا من اقامه الحجج و حل الشبهه فی العقائد الدینیه مستقلا بالفتوی فی النوازل و احکام الوقائع نصا و استنباطا لان اهم مقاصد الامه حفظ العقائد و فصل الخصومات و لم یتم ذلک بدون هذا الشرط

جمهور بر آنند که کسی سزاوار رهبری جامعه اسلامی است که در اصول و فروع، مجتهد باشد تا بتواند به امر دین قیام کند و توانایی داشته باشد حجج الهی را اقامه و شبهات اعتقادی را حل نماید زیرا مهم ترین هدف امت اسلامی حفظ عقاید و حل و فصل دعاوی و مخاصمات است و این امور بدون شرط اجتهاد امکان پذیر نیست. امام شافعی در صفحه ۳۹ کتاب الفقه الاکبر در بحث شروط امامت گفته است: “ و العلم؛ بحیث یصلح ان یکون مفتیا من اهل الاجتهاد – یکی از شرایط رهبری علم است؛ به گونه ای که صلاحیت افتاء داشته باشد و اهل اجتهاد باشد. ”

قلقشندی در کتاب مآثر الانافه فی معالم الخلاقه در بحث از شروط امامت گفته است: “ العلم المودی الی الاجتهاد فی النوازل و الاحکام فلا تنعقد امامه غیر العالم بذلک. ”

نووی در کتاب روض الطالبین در شروط امام می گوید: “هی کونه مکلفا مسلما عدلا حرا ذکیا عالما مجتهدا – مکلف مسلمان، عادل، آزاد، باهوش، دانشمند و مجتهد بودن از شرایط امام است. ”برخی از فقهای اهل سنت گفته اند: اصلا شرط فقاهت درباره رهبر مورد اجماع فقها است؛ از جمله: “ رمیلی “ نوشته است: “ ان هذا الشرط (الاجتهاد) لابد منه فی الامامه کالقاضی بل حکی فیه الاجماع. ”

حال سوال این است با توجه به این عبارت، می توان گفت در فقه اهل سنت، ولایت فقیه پذیرفته شده است؟ آیا آنها هم فقیه جامع الشرایط را دارای ولایت می دانند؟

این سوال را از تعدادی از علمای اهل سنت معاصر پرسیده و پاسخ آنان را در کتابی به نام الاجتهاد و الحیاه حوار علی الورق جمع آوری نموده اند؛ از جمله “دکتر مصطفی البغاء” پاسخ داده است: “یعنی الفقیه له صلاحیات و له ولایه علی الناس؟ لا… – به این معنا که فقیه ولایت بر مردم داشته باشد؟ خیر، در تشریع اهل سنت این‌چنین نیست. ” مجددا از وی سوال شده است که آیا حاکم باید فقیه باشد؟ جواب داده است: “نعم، یشترط فیهم رتبه من الاجتهاد، ولکن بکل اسف هذا لیس موجودا. الاجتهاد فرض فی الخلیفه و فرض فی نواب الخلیفه و الاجتهاد شرط فی منصب الوالی و الامیر و القاضی وکل هولاء یشترط الفقها فی ان رتبه الاجتهاد و هولاء لهم الولایه بما لهم سلطه زمنیه تنفیذیه ولکن کما قلت لا بوصفهم فقها و انما بوصفهم امراء و ولاه… اذن الفقیه لا یملک سلطه تنفذیه و لا ولایه له… “ نتیجه اینکه هر فقیهی که جامع الشرایط باشد ولایت ندارد؛ ولی حاکم باید فقیه باشد. پس به عقیده اهل سنت، ولایت از آن فقیه جامع الشرایط نیست بلکه از آن امیر و والی است. هر قاضی ای باید مجتهد باشد و هر قاضی ای ولایت دارد نه اینکه هر مجتهدی ولایت داشته باشد.

این نظر، بسیار شبیه به نظریه انتخاب است که می گوید هر فقیه جامع الشرایطی ولایت ندارد بلکه با عقد بیعت، ولایت از سوی مردم به وی تفویض و تنفیذ می گردد.

اما عبارت دیگری از اهل سنت نیز وجود دارد که نشان می دهد آنان هر چند در امامت، اجتهاد را شرط می کنند اما بین دو چیز تفکیک می کنند. آنان در مورد رهبر و امیر و قاضی اجتهاد را شرط می دانند ولی معتقدند اگر شخصی که متصدی یکی از این مناصب شود فاقد اجتهاد باشد، تصدی او نامشروع نیست و نباید با او مبارزه کرد! نووی در شرح صحیح مسلم گفته است: “اجمع علماء السنه علی انه لاینعزل السلطان بالفسق. ”

نویسنده: علی – نورایی یگانه

منبع: روزنامه – رسالت

اشتراک گذاری این مطلب: یاهو مسنجر ایمیل Delicious کلوب گوگل پلاس فیس بوک

برچسب‌ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،